جمال زاده

 

 گوناگون

 

ایرج میرزا

صفحه اول
بازگشت به صفحه جوک

 


wait for a persian/farsi joke

 


 

شعري در پاسخ به سخنراني حاج آقا دهنوي
 
شيخ مجنونی حکايت کرده است
او زپيغمبر روايت کرده است
گفته او لعنت به کردار زنی
کو بگويد نه به ميل شوهری
گر که داری ،زن، تو ليوانی زآب
شوهرت گويد بيا با من بخواب
فوری و فوتی برو در تختخواب
ما برای اين نموديم انقلاب
گفته پيغمبر که حتی در سفر
روی اشتر باشی و بر روی خر
فيل آقا ،ياد هندستان فتد
ميل جسمانی بر او غالب شود
کار زن خاموشی اين شهوت است
ورنه کارش موجب صد لعنت است
چون نباشد در سفر اکنون شتر
جای آن باشد ولی ماشين، موتور
چونکه آقا ميل خانم می کند
در خيابان چونکه ترمز می زند
زن ببايد همچو يک آتش نشان
سوی آتش حمله آرد بی گمان
گويمش ای شيخ نادان سفيه
ايکه می دانی تو خود را چون فقيه
دين پيغمبر نگفته اين چنين
بلکه افرادی چو تو ريده به دين
 

زن نباشد مايه ی لهو و لعب
تا دهی وی را دوصد رنج و تعب
زن نباشد يک وسيله بهر کار
همچو ماشينی که تو گردی سوار
زن برای من نماد مادر است
زن برای من جمال همسر است
زن همان گرمای مهر دختر است
زن برايم لطف ناب خواهر است
زن سمای زندگی را اختر است
زن برای فرق مردان افسر است
زن برای آفرينش گوهر است
زن شريک و همطراز شوهر است