راهنمای سایت


یک خانم 45 ساله حمله قلبی داشت و در بیمارستان بستری بود

 در اتاق جراحی کم مونده بود مرگ را تجربه کند كه خدا رو دید و پرسید:
آیا وقت من تمام است؟
خدا گفت:نه,  شما 43 سال و 2 ماه و 8 روز دیگه عمر می کنید .
بنابراين پس از بهبود يافتن خانم تصمیم گرفت در بیمارستان بماند و عملهای زیر را انجام دهد:
 کشیدن پوست صورت
 تخلیه چربیها ـلیپو ساکشن
 جمع و جور کردن شکم .
و صد البته به فکر رنگ کردن موهاش و سفید کردن دندوناش هم بود
يكي دو ماه بعد از مرخص شدن از بيمارستان در

 حالي كه ميخواست از خيابون رد بشه با يه ماشين تصادف كرد و كشته شد
وقتی با خدا روبرو شد او پرسید: من فکر کردم شما فرمودید من 43 سال دیگه
فرصت دارم چرا شما مرا از زیر آمبولانس بیرون نکشیدید؟

خدا جواب داد


شما بوووووودی ????  چقدر عوض شدی ... نشناختمتون


  جوک های متنوع  با کلیک روی این کارت 


 

 

 

یاد ها و ترانه ها

 

 

 

باغ هنر

 
 
New Page 1
  بحرطویل   
مهاجرت تاریخ عطسه  آزمون ژیگولو پیری Chandra Polish Bush & Rice Shooting Babies Oilmen
 

 

لیست ویدیو ها
New Page 1

2121

2120

2119

2118

2117

2116

2115

2114

2113

2112

2111

2110

2109

2108

2107

2106

 

سلمانی مجانی



صبح رشت



گاو- سوسیس



تفسیر اجتماعی


 

1924

1923

1922

1921

1920

1919

1918

1917

1916

1915

1914

1913

1912

1911

1910

1909

1908

 

1424

1423

1422

1421

1420

1419

1418

1417

1416

1415

1414

1413

1412

1411

1410

1409

1408

 


دختر و موسیقی



بالن دریایی



پیرهن قرمز



برش کج

923

922

921

920

919

918

917

916

915

914

913

912

911

910

909

908

 

423

422

421

420

419

418

417

416

415

414

413

412

411

410

409

408

407

 


سیلی در اتوبوس





کسر گوز



پرده

لیست کامل جوک ها
 

 

 

 پیوند ها